سهم من از تو فقط حسرت است٬
ای UGG > کلیک 
با " میم مثل مادر " او به سادگی به هق هق افتادم ُ نقشش را ستودم٬
با بازی اش در فیلم " دروغ ها " از او رنجیدم٬ خودش را کوچک کرده بود به نظرم٬
از بازی اش در فیلمی فرانسوی گرفته تا از خواندنش با نامـ جو شنیدم٬
تا اینکه در سایت یاهـ و خبر ممنوع الورود شدنش را به دلیل برهـ نگی عکسش خواندم.
من از قلب او ُ نیتش از این کار٬ خبری ندارم٬
اما خوب که به عکسش نگاه می کنم٬ نه از آن لبخند شهـ وت آور بر لبانش٬ نه از آن
شیطنت در چشمانش و نه از وسوسـ ه بر اندامش اثری نمی بینم!
به نظرم٬ او این عکس را ننداخت که بگوید سیـ نه های زیبایی دارد٬ یا خیلی سکـ سی ست!
او شاید فقط خواست بگوید: "بس است آدم ها! ببینید! من هم مثل بقیه ی دخترها بدن دارم!
و همه ی عضوهای بدنم مثل بقیه ی دخترهاست! بس کنید این طرز فکر احمقانه ی جنـ سی
را و کمی انسانی بیندیشید! مرزها را بشکنید! در خیابان ها لخـت راه بروید و آنقدر به هم زُل
بزنید تا سیر شوید! آنقدر به هم ور بروید تا خسته شوید! "
چرا هیچکس به فکر برهـ نه شدن هزاران زن در جنوب این شهر نیست که روزانه تـ ن می فروشند
تا شاهد مرگ کودکشان از گرسنگی نباشند؟؟ از کی تا به حال برهـ نه شدن یک دختر٬ هرچند
بازیگر٬ هرچند ایرانی٬ در کشوری که برهـ نه شدن جرم نیست آنقدر مهم شده؟؟ به کسی چه
ربطی دارد که او خواست اینگونه عکس بگیرد؟؟